تبليغاتX
واژگون خیال برهنه - راهٍ رفتن ( بخش دوم )

واژگون خیال برهنه

در زمانی پس از آن دوره نیک

پيشتر زين دوره زشت و ركيك

باز حتي آدميت زنده بود

سادگي پر بود و جاري بود و نيك



آدمي آرام از خود دور شد

با دل بينا دو چشمش كور شد

تار تر شد صفحه انسانيت

تا كه فرجام رهايي گور شد



آدمي در مرگ خود انديشه كرد

بر درخت خويش غم را ريشه كرد

بيشگان را بر دم تيغش بريد

انتقام از لاله ها را پيشه كرد



نعره زد بر كودكان بي گناه

حمله زد بر رهگذاري با سپاه

بوستان را با گلش آتش كشيد

تير زد بر ماه و افتادش به چاه



سالياني هم بر اين منوال رفت

بلبلان را نغمه در انزال رفت

چشمه ساران كور گشتند و شدند

ماه گردون هم شبي از حال رفت



بي سبب شد زندگي كردن به دهر

خوار شد دنيا به محض فتح شهر

بسته شد دروازه آزادگي

كشته گشتند عندليبان هم به زهر



ناگهان دنيا پر از بيمار شد

بوي حيواني بدنيا بار شد

از زمين آتش برون آمد به كوه

خوان هشتم رفتن ما عار شد



قصه بگذشت از شكايتها و داد

سر بزير انداخت ماه بامداد

گريه كرد از غصه سنجابي شبي

آسمان عشق در خود جان ستاد



ساليان بيشماري هم گذشت

ساده بودن نفرت آوار گشت

صادقان را كذب روزي داد و بس

مادري از كودك خود هم گذشت



راه رفتن سرنگون شد از بدي

بي سبب شد انتظار فربدي

فربدان را پاي بندان سر زدند

واژگون شد رهگذار ابــدي



ني لبك ها پر شد از فريادها

از هجوم خون آن فرزاد ها

زير لب زمزمه شد آواز كان

بر زبان مدفون شد آن بيدادها


باري آري از زمين حق دور شد

دوستي ها زير شر مستور شد

ياوري از جرگه انسان گذشت

صبح عالم كم كمك كم نور شد



اينچنين خلق گناه انجام شد

خون مردان ،جاي مي بر جام شد

بارش باران چو بغضي مانده شد

گم شدن در كوره ره فرجام شد



راه رفتن راه بي نان و نواست

گم شدن از ابتدا تا انتهاست

روزگاران خوش از ياد برفت

زندگي در حسرت ويرانه هاست


                                         تهران - بهمن -  ١٣٨٠

+ نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387 14:28 توسط ک.باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

با سلام
وقتی کتابی می نویسی و با اشتیاق می بری چاپش کنی ولی با بی حوصلگی چاپش نمی کنند.
باید بیایی جایی رو پیدا کنی که بیشتر می تونه دیده بشه.
کتاب من اینجاست و چاپ شده .

ساعت اول آزادی من
پشت دیوار رهایی
چمدانم افتاد
دست واداد گرفتنها را
پای بگذشت زپوئیدنها ...

از اظهار نظرات شما متشکرم.

ک.بــاران


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

مجموعه کامل کتابخانه پارسی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1388

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387



پیوندها

شعر نو گفته های من
آوای سکوت
مرا قدم بزن
به من بهتان زده اند ( م.اهورا )
وبلاگی برای همه کس و هیچکس
گلبهار
نامه های گرد و خاک گرفته من
سقف شب
مثل هیچکس
سکوت
شــــور
گیل و گالش
لیلی نام تمام دختران زمین
سرزمین آریایی
نازنین
انیس
نم نم بارون
الهه غم
همه محکوم به ...
دور دست خودم
خاطرات ما و بادمجان دور قاب چین هامان
کتابدار تنها
کنایه های زندگی
با هم بخندیم ...
کتابدار تنها
مصطفی
کشکول
غروب دریا
شکوه تنهایی
(عاشقانه ها -::- موج خروشان عشق)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin