|
آی آدمها ای خلق فهمیده ای ناديده جز تجربه هاي يك شکست راه بی سامان و خانه ویران ز چه شد درد و فرياد زچه پيش آمد آن اميد پاك جانان را چه شد ای مریدان وفادار جهان با صفايان سپه سالار جان چون شد آخر بر روانتان مردمي روسپيدانتان كجارفتند و ياران را چه شد گرگسانان در نمای آدمي افزون شدند دلربايان جملگي بستند رخت بر متكاي شب آرامشش مفقود سر باري اندر قاب آتش پاي كوبان را چه شد پس چرا خوابي نيامد در شبي ، روزي ،گهي راحتي از چيرگي تا تيرگي پيموده شد رفت و آمد تان كجا پايان گرفت روز رستاخيز طي شد شهسواران را چه شد يك قفس زنجير را شلاق زد روز ديگر كودكي بر دار شد شب سحر را خورد از بس تشنه بود يورش ابر سپيد اندر بهاران را چه شد واژگون شد رستم از رخش و فتاد پيل گورش را بدست خود بكند از دري بردند نعش پير طوس از در ديگر هزاران را چه شد گنج دنيا از صداقت دور ماند حق سكوت دفتر تبعيد شد بغض تركيد و گلو را پاره كرد تا دم جان پاي بندان را چه شد از اسيران نامه اي تكثير گشت « آسمان امشب تهي از كوكب است » نهر اشك شير مردان خشك شد كاوه لشگر شكن كو آب باران را چه شد ( جی مرداد 80 ) + نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387 14:0 توسط ک.باران |
|
| ||||||