تبليغاتX
واژگون خیال برهنه - ای خدا عشق

واژگون خیال برهنه


و چه لحظه نابی

پای تپه تنهایی

کالسکه نقره ای در خود نگار ی داشت

نفسم می ایستاد

پای من می لرزید

گیج می رفت سرم


دست من درب را می گشود

و دلم پنجره ها را

چشم من با لبخند گوشه خود می گریست

با صدایی آرام

گفت انگار بیا


کام من خشکید

قلبم آهسته گرفت

نفس من ، ضربانم ، نبضم ...


آری آری انگار من هم عاشق می شدم

و چه لحظه نابی بود ...

پای یک تپه گرم

همه چیز زیبا بود

ای خدا عشق

ای خدا عاشق شدم ...


ک.باران 87.11.14

+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387 22:12 توسط ک.باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

با سلام
وقتی کتابی می نویسی و با اشتیاق می بری چاپش کنی ولی با بی حوصلگی چاپش نمی کنند.
باید بیایی جایی رو پیدا کنی که بیشتر می تونه دیده بشه.
کتاب من اینجاست و چاپ شده .

ساعت اول آزادی من
پشت دیوار رهایی
چمدانم افتاد
دست واداد گرفتنها را
پای بگذشت زپوئیدنها ...

از اظهار نظرات شما متشکرم.

ک.بــاران


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

مجموعه کامل کتابخانه پارسی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1388

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387



پیوندها

شعر نو گفته های من
آوای سکوت
مرا قدم بزن
به من بهتان زده اند ( م.اهورا )
وبلاگی برای همه کس و هیچکس
گلبهار
نامه های گرد و خاک گرفته من
سقف شب
مثل هیچکس
سکوت
شــــور
گیل و گالش
لیلی نام تمام دختران زمین
سرزمین آریایی
نازنین
انیس
نم نم بارون
الهه غم
همه محکوم به ...
دور دست خودم
خاطرات ما و بادمجان دور قاب چین هامان
کتابدار تنها
کنایه های زندگی
با هم بخندیم ...
کتابدار تنها
مصطفی
کشکول
غروب دریا
شکوه تنهایی
(عاشقانه ها -::- موج خروشان عشق)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin